hadithh کاربر آماتور وضعيت: آفلاين 22 ارديبهشت ماه ، 1390 تعداد ارسالها: 107 امتياز: 99395 تشکر کرده: 10 تشکر شده 25 بار در 19 پست
محل سكونت: تبریز
ارسال شده در:
چهارشنبه، 28 ارديبهشت ماه ، 1390 09:21:00
موضوع مطلب:
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن…..
علی شریعتی _________________ اوقات خوش آن بود که با دوست سپری شد ... باقی همه بی حاصلی و بی خبریست.
Admin مدیر کل سایت وضعيت: آفلاين 21 اسفند ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 740 امتياز: 1391655 تشکر کرده: 83 تشکر شده 214 بار در 98 پست
محل سكونت: تنکابن ( شهسوار )
ارسال شده در:
پنجشنبه، 5 خرداد ماه ، 1390 13:29:20
موضوع مطلب:
خداوند کدام را میپذیرد؟
اگر دروغ رنگ داشت؛
هر روز شايد؛
ده ها رنگين کمان، در دهان ما نطفه مي بست..
و بيرنگي، کمياب ترين چيزها بود..
اگر شکستن قلب و غرور، صدا داشت؛
عاشقان، سکوت شب را ويران ميکردند..
اگر به راستي، خواستن، توانستن بود؛
محال نبود وصال!
و عاشقان که هميشه خواهانند؛
هميشه مي توانستند تنها نباشند..
اگر گناه وزن داشت؛
هيچ کس را توان آن نبود که قدمي بردارد؛
تو از کوله بار سنگين خويش ناله ميکردي..
و من شايد؛ کمر شکسته ترين بودم..
اگر غرور نبود؛
چشمهايمان به جاي لبهايمان سخن نميگفتند؛
و ما کلام محبت را در ميان نگاههاي گهگاهمان،
جستجو نمي کرديم..
اگر ديوار نبود؛ نزديک تر بوديم؛
با اولين خميازه به خواب مي رفتيم؛
و هر عادت مکرر را در ميان ۲۴ زندان، حبس نمي کرديم..
اگر خواب حقيقت داشت؛
هميشه خواب بوديم..
هيچ رنجي، بدون گنج نبود؛
ولي گنج ها شايد،
بدون رنج بودند..
اگر همه ثروت داشتند؛
دل ها، سکه ها را بيش از خدا نمي پرستيدند..
و يک نفر در کنار خيابان خواب گندم نمي ديد؛
تا ديگران از سر جوانمردي؛
بي ارزش ترين سکه هاشان را نثار او کنند..
اما بي گمان، صفا و سادگي مي مرد،
اگر همه ثروت داشتند..
اگر مرگ نبود؛
همه کافر بودند؛
و زندگي، بي ارزشترين کالا بود..
ترس نبود؛ زيبايي نبود؛ و خوبي هم شايد..
اگر عشق نبود؛
به کدامين بهانه مي گريستيم و مي خنديديم؟
کدام لحظه ي ناياب را انديشه ميکرديم؟
و چگونه عبور روزهاي تلخ را تاب مي آورديم؟
آري... بي گمان، پيش از اينها مرده بوديم ....
اگر عشق نبود؛
اگر کينه نبود؛
قلبها تمامي حجم خود را در اختيار عشق ميگذاشتند..
اگر خداوند؛ يک روز آرزوي انسان را برآورده ميکرد،
من بي گمان،
دوباره ديدن تو را آرزو ميکردم و تو نيز
هرگز نديدن مرا..
آنگاه نميدانم،
به راستي خداوند، کداميک را مي پذيرفت؟ _________________
MY.FC جانشين ارشد Admin وضعيت: آفلاين 25 ارديبهشت ماه ، 1390 تعداد ارسالها: 1821 امتياز: 1177675 تشکر کرده: 62 تشکر شده 129 بار در 75 پست
محل سكونت: گناوه .استان بوشهر
ارسال شده در:
پنجشنبه، 5 خرداد ماه ، 1390 20:06:55
موضوع مطلب:
کلا نفهمیدم میتونین از نوع توضیح بدین ممنون _________________ ____________________________________________
بوسه یعنی اتصال سیم های مثبت و منفی یک جریان برق ۶۶۰۰۰ ولتی که اگه زیاد طول بکشه فیوز مرکزی بدجوری میزنه بیرون!! ؟
FLATSET کاربر ارشد وضعيت: آفلاين 14 ارديبهشت ماه ، 1390 تعداد ارسالها: 1642 امتياز: 152755 تشکر کرده: 584 تشکر شده 415 بار در 289 پست
محل سكونت: تایپیک درخواست فیلم
ارسال شده در:
پنجشنبه، 5 خرداد ماه ، 1390 21:10:22
موضوع مطلب:
اگر همه ثروت داشتند؛
دل ها، سکه ها را بيش از خدا نمي پرستيدند..
و يک نفر در کنار خيابان خواب گندم نمي ديد؛
تا ديگران از سر جوانمردي؛
بي ارزش ترين سکه هاشان را نثار او کنند..
اما بي گمان، صفا و سادگي مي مرد،
اگر همه ثروت داشتند..
****** حقیقت زندگی اینه _________________ محل داستان های شما :
MyLove جانشین مدیریت وضعيت: آفلاين 31 ارديبهشت ماه ، 1390 تعداد ارسالها: 2922 امتياز: 1877110 تشکر کرده: 502 تشکر شده 456 بار در 240 پست
محل سكونت: اینجا..
ارسال شده در:
چهارشنبه، 11 خرداد ماه ، 1390 09:00:49
موضوع مطلب:
یادم نمی ره لحظه ای که افتادم به التماس،،هیچی برام مهم نبود دلم فقط تو رو میخواس
یادم نمیره لحظه ای که اشکو دیدی تو چشام،، گفتی دوسم نداری دیگه نمی مونی باهام. _________________